تنها به سوز عشق تو آهنگ می زنم گویا به روح و جان خودم چنگ می زنم وقتی سه تار کهنه ی من شور می زند شب ها به بوم تار دلم رنگ می زنممردان عشق فاتح بالای قله اند پس من چرا مدام فقط لنگ می زنم؟ هرچند نا اميد شدم ، خسته نيستم تنها كه می شوم به خدا زنگ می زنمشب های جمعه فاتحه ای بر مزار خودمی خوانم و به قبر خودم سنگ می زنم تنها پناه این دل بیمار من توییتنها به سوز عشق تو آهنگ می زنم حسن عباسی
+
نوشته شده